محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

33

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

موضع ابن الاحمر در اين حوادث دردناك بود . او در كنار دشمنان ملت و دين خود قرار گرفته بود و در حق آنان از هرگونه يارى مادى و معنوى دريغ نمىكرد . بيشتر زعماى مسلمانان ، حكام شهرها و دژهاى باقى مانده كه ديگر يقين كرده بودند كه سلطهء اسلام در اندلس روى به فروپاشيدن است شتابان خود را به زير لواى پادشاه قشتاله مىكشانيدند . اين مناظر دردناك در تاريخ اندلس از زمان دولت ملوك الطوايف بارها تكرار شده بود و فراوان اتفاق افتاد كه امراى مسلمان تا قلمرو خود را حفظ كنند به زيان ديگر برادران مسلمان خود مسيحيان را يارى مىكردند . ولى ابن الاحمر از اين قماش نبود ، هدف عاليترى داشت و آن نگهدارى بقاياى اندلس بود و براى رسيدن به اين هدف مماشات با پادشاهان مسيحى را ضرورى مىپنداشت . ابن الاحمر را سر آن نبود كه فرمانبردارى از حكام مسيحى را همواره دوام بخشد بلكه اميد آن داشت كه چون فرصتى فراز آيد خود را از آن بند و زنجيرى كه آن پيمانها بر دست و پايش مىنهادند ، برهاند . ابن الاحمر چشم اميد به يارى مسلمانان آن سوى دريا در ديار مغرب داشت . زيرا ملوك مغرب بارها در برابر تاخت‌وتاز حكام مسيحى در اسپانيا قد برافراشته بودند و در اين روزها در مغرب دولت نيرومند تازه‌اى قيام كرده بود ، دولت بنى مرين . درست است كه بنى مرين در آغاز سرگرم پيكار با موحدين بودند و به حوادث اندلس توجهى نشان نمىدادند ولى طولى نكشيد كه لشكرهاى بنى مرين از متطوعهء اهل مغرب به يارى مسلمانان اندلس از آب گذشتند . سردار مرينى ابو معرف محمد بن ادريس بن عبد الحق و برادرش عامر بن ادريس با سه هزار جنگجو از دريا گذشتند و به اندلس درآمدند . اين سپاه را ابو يوسف يعقوب بن عبد الحق پادشاه بنى مرين بسيج كرده بود . حوادث تأسف‌بار اندلس در مغرب تأثيرى عميق داشت . اندلسيان پىدرپى از حكام و امرا و بزرگان مغرب با ارسال نامه و شكوائيه‌ها يارى مىطلبيدند . گويند كه چون قصيدهء ابو الحكم مالك بن المرحل را در جامع القرويين فاس در روز جمعه‌اى از سال 662 ه قرائت كردند مردم گريستند . در